X
تبلیغات




وبسایت تحقیقاتی - (_-^ فلسفه ی چهار شنبه سوری ^-_)

وبسایت تحقیقاتی

turn on your speakers

 

به خشنودی اهورا مزدا


آیا جشن چهار شنبه سوری با دین زرتشتیان ارتباط دارد؟


آتش نه تنها در نزد ایرانیان که از اقوام کهن هستند ،بلکه در میان بیشتر اقوام کهن چه هندواروپایی وچه غیره وجودی مقدس بوده است .در روایت های کهن هندوایرانی آتش (آذر)
فرزند اهورامزدا بوده وهمچنین در نوشته های اوستایی لقب وی پسر اهورا است.عقیده به پاکی وپاک کنندگی آتش چنان بوده است که یکی از آزمایش های اثبات بی گناهی گذر از
میان آتش بوده  که برجسته ترین آن گذر سیاووش از میان آتش است .نام آذر در گاهشماری اوستایی بعد از اهورامزدا وامشاسپندان بلافاصله می آید که نشان از اهمیت وی دارد

نام روز نهم به نام آذرنامزد گردیده است.در میان جشن های مهم و کهن ایرانی جشن آتش یکی از مهم ترین آنهاست که جشن سده نام دارد.اهمیت آتش چنان بوده که نخستین جشن را
در اسطوره ها پیدایش آتش وقبله شدن آتش در میان اقوام هندوایرانی دانسته اند.ایرانیان پیش از برپاکردن هرجشن برای نیایش به آتشکده ها می رفتند.شاهان کیانی و هخامنشی وساسانی
برای پیروزی به آتشکد ها می رفتند ونذر می کردند.
رسم آتش افروزی پیس از فرارسیدن سال نو بسیار کهن وقدیمی است .بسیاری از اسطوره شناسان آن را به هنگام هم زیستی هندواروپاییان بر میگردانند هر چند درنزد اقوام غیر
 هم مانند بابلیان و سومری ها رواج داشته است .گفتیم سال ایرانی 12ماه وهرماه 30 روز در نتیجه می شود 360 اما سال بعد 5روز و5ساعت و48دقیقه و46 ثانیه بعد آغاز
می شود .این 5 روز را به نام گاهان اشو زرتشت نام نهادند .در میان اقوام کهن اعتقاد بر این بود که این 5 روزآخر سال خارج از زمان جهانی است و این مدت متعلق است به
مردگان یا همان چیزی که ایرانیان به آن می گویند فرو هر faravaharaیا فره وشی  که در پهلوی forohar شده است .به این 5 روز پنجه ی دزدیده شده می گفتند.
در کتاب بندهشن(بندهش  از دو واژه بن (پایه)+دهشن (آفرینش)درست شده که می شود گفت با  سفرآفرینش(کتاب آفرینش)ادیان سامی یکی است)در مورد فروهر ها این چنین
آمده است«اورمزد انسان را پنج نیروآفرید که عبارتند از تن ،جان ،روان،ادونگ ، فروهر .بدن یاتن جز مادی است وجان پیوستگی بسیار با باد داردو مانند آن سبک وگریزنده است.
روان نیرویی است در بدن که می تواند ببیند و بشنود و بگوید و...اودنگ (که به زیان امروزی می شود آیینه )همان تصویر ،شکل وصورت است وجای آن در کره ی خورشید است.
اما فروهر نیرویی است که از نزد اورمزد می آید.پس از مرگ بدن نیز به نزد اوزمزد باز می گردد.»
در اعتقادات کهن ایرانی اهورامزدا آفرینش را در شش نوبت از سال آفرید برای همین است که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد.این نوبت های آفرینش را گاهنبار یا گهنبار می نامند
درمورد گاهنبار ها در هنگام آنها به زیاده خواهم نوشت اما برای آشنایی به روی گذرا این شش گاهنبار عبارتند از:1میدیوزرم گاه (آفرینش آسمان)2میدیوشم گاه(آفرینش آب)
3پتی شهیم گاه(آفرینش زمین)4ایاسریم گاه (آفرینش گیاهان)5میدیاریم گاه(آفرینش چهارپایان)6 همس پت میدیم گاه (آفرینش انسان)هر یک از این گاهنبار ها 5 روز به درازا
 می کشد .اولین آن ها از روز خورتا دی به مهر اردیبهشت و آخرین آنها در روز های کبیسه سال است که نام گاثهای اشو زرتشت را بر روی آنها گذاشته اند.در همین روز ها است
که جشن فره وشی ها برگزار می شود .
مروری کوتاه به آنچه گفته شد به ما نشان می دهد که:


1-پنج روز آخر سال به اعتقاد اقوام کهن هندواوپایی وهمچنین دیگران مانند سومریان بابلیان ایلامیان و مصریان خارج از زمان جهانی بوده است وبه مردگان تعلق داشته است
2-در این 5 روز به اعتقاد هندو ایرانیان انسان آفریده شد .
3-این روز ها با فرو هر ها ارتباط دارند.


اعتقاد بر این بوده است که در روز های کبیسه فروهر مردگان به این جهان باز می گشتند (در روز 13 بدر خواهم نوشت چرا نوروز را 13 روز جشن می گیرند و چرا در
روز 13 بدر به خارج از خانه ها و به صحرا می روند )وبه دیدار خانواده ها وآشنایان خود می رفتند.اعتقاد بر این بود که خانواده ی در گذشته با روشن کردن آتشی که به آن سوریک
(ikپسوند نسبت در زبان پهلوی ساسانیک است)و به معنای سرخ است فروهر درگذشتگان خودرا راهنمایی می کردند که خانه ی خود را پیدا کنند.این آتش بعد از فرو رفتن خورشید
در روز انارام از ماه آرمئتی سپندارمذ روشن می شود و در تمام روز های همس پت میدیم گاه وتا نوروز روشن می ماند.در کنار آتش سوریک که در زبان فارسی دری نوین به سوری
بدل شده است گل ، شراب ، شیرینی، غذا،پر مورد وسرو برای فروهر ها بالای بام می گذاشتند تا اینکه فروهر ها از اینکه به یاد آنها هستند از خانواده های خود خشنود گردند.
آتش سوریک در مجمرهای خانگی که نشان زنده بودن خاندان و دودمان بود نگهداری می شده است ودر روی آن کندورمی سوختند .وبرای فروهر خود نماز می خواندند.
انچه گفته شد فلسفه ی آتش افروزی برای فروهر در گذشتگان در 5 روز پایان سال بود
آما پس آتش چهار شنبه سوری چیست ؟
افروختن آتش در چهار شنبه ی پایان سال و جشن سوری در دوره ی بعد از دورن شده تازیان به ایران رواج پیدا کرده است .با درون شدن تازیان به ایران بسیاری از آیین ها وجشن های
ایرانی کم رنگ و حتی برخی از آنها از بین رفت .وفرهیختگان ودل سوختگانی که قصد نگاهداری آیین های خود را داشتند در برخی موارد تا می توانستند آیین های ایرانی را با لباس
دین تازه وارد نگاهبانی کردند (نمونه بارز آن رادر مورد مکان های گرامی ایرانی آرامگاه کوروش بزرگ است که در هنگام درود شد تازیان با نام مقبره مادر سلیمان نبی از تخریب آن
جلو گیری کردند)جشن سوری نیز به عقیده ی بنده از همین پوشش ها وتفسیر ها  بوده است و برای زنده نگاهداری آیین آتش افروزی با لباس دینی جدید آرایش خورد و جهارشنبه
سوری را متولد کردند .
می دانیم که امویان تازی بسیار با ایرانیان و ایرانی گری دشمن بودند و به قول یکی از امرا آنان اگر می شد ایرانیان را از روی زمین بر می داشتند(تازیان را این وجود نیست و نبوده
و نخواهد بود که ایرانیان را گزندی برسانند)ایرانیان با درون شد تازیان آیین ها خود را مخفیانه و نهان برگزار می کردند و جشن پیدایش آتش که همان سده است را برای نخستین بار
بعد از دورن شدن تازیان به ایران به صورت آشکار در سال 312 خورشیدی (323قمری) به دست بزرگ مردی از تبار ساسانیان به نام مردآویج در اصفهان برپا کردند.مجال
اندک هنگامی به ایرانیان دست داد که بزرگ مرد ایرانی ابومسلم خراسانی امویان را بر انداخت . عباسیان که وام دار ایرانیان بودند روی خوشتری به ایرانیان نشان می دادند البته در
مواردی (تازی هر چه باشد تازی است و با ایرانی دشمن)حکام عباسی با بر پایی جشن های مهرگان وسده بیشتر قصد دریافت هدایای استان های ایرانی را داشتند ولی ایرانیان که
فرصت را غنیمت می دیدند به احیای نسبی فرهنگ کهن خود کمر بستند و بسیاری از جشن ها و آیین ها را که تا آن روز ها نهان بود آشکارا برپاکردند حتی در دوران هارون و مامون
عباسی بسیاری از کتاب ها ونوشته های پهلوی با امکانات دولتی به عربی یا فارسی دری نوین برگردان شد .
در یکی از سال ها که جشن سوری آزاد تر وگسترده تر برگزار می شد این جشن مقارن شد با شب چهار شنبه وچون اعراب چهارشنبه را روزی نحس می دانند جشن سوری رادر شب
چهارشنبه آخرسال  ترتیب دادند.توجه داشته باشید که در گاهشمار ایرانی (که بحث آن رادر پست پیشین داشتیم)هفته وجود ندارد. پس چهارشنبه یا هر شنبه ی دیگر در گاهشمار
ایرانی منتفی است .وباز اگر به روزهای ایرانی نگاه کنید همه ی 30 روز نام اهورا مزدا وامشاسپندان و ایزدان را دارا هستند پس نه تنها ایرانیان روزی را نحس نمی دانستند بلکه
بلکه همه ی روز های  ماه  و سال را خجسته می دانستند .گفتیم که آتش سوریک در 5 روز آخر سال روشن بوده است نه تنها در یک شب.
تثبیت این روز را به عنوان جشن سوری به زمان هارون وبرخی به مامون عباسی نسبت داده اند.که به نظر من با پیشینه ایرانی دوستی و کمک های ایرانیان به این دو زیاد دور از عقل
هم نیست هرچند نمک نشناسان کاملی بودند این پدر وپسر .می گویند عباسیان خود در این جشن ها شرکت می کردندوبرای شادی بیشتر مجلس پرندگانی را نفت آلود می کردند وآتش
می زدند وبه پرواز وا می داشتند(این مقایر با همه ی جشن های ایرانی و انسانی است).
ایرانیان که از جشن سده نیز دور افتاده بودند این فرصت را محترم دانستند و با فراهم کردن هیزم و خار های بیابان آتش های بزرگی را می افروختند و دور آن جمع می شدند وبه شادی
می پرداختند وبا خواندن سرود معروف «زردی من از تو ، سرخی تو از من » هم یاد سده را زنده نگاه می داشتند هم آتش سوریک و هم خواستار ریختن گناهان واز بین رفتن بیماری
وناخوشی های خود بودند.اما چه زمانی خواندن سرود سوری و از روی آتش پریدن رواج یافت به طور حتم مشخص نیست.
با یک مقایسه کوچک می توان در یافت که چهارشنبه سوری یک مراسم  مشتق از سده وجشن فروهرها است با کمی دگرگونی


1- جشن فره وشی ها در 5 روزو شب برگزار می شود اما چهارشنبه سوری 1شب
2- در گاهنامه ایرانی هفته وجود ندارد
3-جشن فروهر ها برای خوش آمد آنان است و برای راهنمایی است که آتش افروزی می کنند
4-همه ی روز های ایرانی دارای شگون و خجسته هستند و روز نحسی مانند چهارشنبه در آن نیست.
5-آتش افروزی فرو هر ها در بالای بام است
6-آتش افروزی فروهر ها در مجمر و کوچک است
7-آتش چهار شنبه سوری بزرگ به مانند جشن سده است
8-پریدن از روی آتش در نزد ایرانیان مزدیسنا گناه محسوب می شود  و بی احترامی به آیین و کیش زرتشتی است
9-آتش مجمر تطهیر یافته و از هیزم خاص آتش جاویدان آتشکده ها تهیه می شود اما آتش  چهار شنبه سوری این گونه نیست
10-آتش مجمر فرو شی ها برای افراد خاص  افروخته می شود و اشتراک خانوادگی دارد  اما آتش چهار شنبه سوری همگانی است وقصد آمرزش ندارد


باری به هرجهت با اینکه مخلوط شدن سده و جشن فرو هر ها باعث بوجود آمدن چهارشنبه سوری شده است (البته این نظریه از سوی من است )اما آیینی است که در باور های
عامیانه ی ایرانیان ریشه دوانده است و باید بخش های نیکوی ان را پاسداری کرد (این اعتقاد قلبی من است که هر ایین ایرانی باید پر شکوه برگزار شود حال اینکه در آن آیین
ریشه های نادرستی هم یافت شود اما غلط زدایی کار ماست که با صبر واگاهی  واستقامت به سر انجام می رسد)
جشن چهار شنبه سوری مانند دیگر جشن ها ایرانی ایین های ویژه خود را دارد که به اختصار بررسی می کنیم :


1-آجیل مشکل گشا:این آجیل همان لرکlurk یا آجیل گاهنبار ها است که در میان زرتشتیان با ترکیب هفت گونه خشک بار شامل ، پسته ،بادام ، سنجد،برگه ی هلو ،انجیر وخرما
تشکیل می شود که گاهی به ان نارگیل .قیسی و  مویز و نیات هم به آن می افزایند .
2- فال گوش:در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از سوی فروهی ها می باشند
3- فال کوزه : در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر حافط )را درود کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر ویک شی را
در می آورد که نشان فال وی بود .
4-کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند.
5-قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد وجوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند.
6-کوزه شکنی : با شکستن کوزه ای آب ندیده(نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند.
7-گره کشایی : در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است یاگره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش  بر سر راهی می ایستند  و از اولین کسی که می گذرد
می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود.
8- آش چهار شنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد ودرآش شریک شوند.
و دیگر آیین های نیکو ایرانی

و اما امروز......!!!!!!!!

 

 

 

 

+writer کسی که مثل هیچکس نیست | |